بنام خدا
هرراهی رو که میری میبینی نمیتونی و تو؛ آدم اون راه نیستی!
نمیتونی مثل بقیه دوست و همراه داشته باشی، نمیتونی مثل بقیه عاشق باشی، نمیتونی تمرکز کنی حتی!حتی نمیتونی توی جمع خانواده ات خوش باش
برچسب:
نویسنده: بنیامین هاشمی
بنام خدا
داشتم پست قبلی مو میخوندم؛ تمام حرفم از خستگیم بود،از اتفاقای بدی که واسم افتاده بوده.داستان زندگی من اینه...هر صفحه اش که ورق میخوره بیشتر فرو میرم توی بدبختی...!میترسم ازینکه تا چند سال د
برچسب:
نویسنده: بنیامین هاشمی
یادم میاد از پنج شیش سالگیم،که دلم میخواست روزه بگیرم اما نمیذاشتن.وقتایی که سحر بیدار بودم، قبل ازینکه اذان و بگن درو باز میکردم جلوی در توی حیاط مینشستم تا سوز سرمای سحر بخوره توی صورتم.تصویر این
برچسب:
نویسنده: بنیامین هاشمی